ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )

76

شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )

فصل چهارم در اشاره كردن به پاره اى از حالات رهروان به سوى خداوند تعالى و آدميزادگانى است كه به حضرت حق رسيده‌اند و در آن بحثهايى است بحث أوّل در توضيح كسى كه زاهد ، عابد ، عارف ، ناميده شده است چون كمال ذاتى براى طالبان حق ، درخشش نور الهى در باطن آنهاست و كسى كه خواهان چيزى است چون موفّق به خواستن شود ناگزير بايد از آنچه وى را از خواسته دور مىسازد روى بگرداند آن گاه به آنچه او را به خواسته نزديك مىكند روى بياورد و بر آن مواظبت نمايد سپس بعد از اين مواظبت به خواستهء خويش مىرسد . خواهان آن كمال در آغاز كارش ناگزير بايد از هر چه او را از خواسته باز مىدارد كه متاع دنيا و خوشيهاى آن است روى بگرداند . كسى كه چنين كند نام زاهد ( 1 ) به دو اختصاص دارد . سپس بر او لازم است كه به آنچه به اعتقاد وى موجب نزديك شدن به خداست مواظبت نمايد و اين موجبات قرب به خدا كارهاى مخصوصى است به نام عبادات ، چون روزه ، و به پا ايستادن در نماز و ديگر واجبات ، و به اين اعتبار نام عابد به دو اختصاص مىيابد و چون حق را يافت نخستين درجهء يافتنش شناخت است و در اين وقت نام عارف مختص او مىشود و گاهى بعضى از اين حالات با ديگرى تركيب مىشود تركيبى دو گانه يا سه گانه پس اوّل زاهد است و عابد ، زاهد است و عارف ، عابد است و عارف ، امّا دوم تنها يك تركيب مىباشد .

--> ( 1 ) اين تعريفها از كتاب شفاى ابن سينا گرفته شده است . اوايل نمط نهم كه در مقامات عارفان است ملاحظه شود . عين عبارتش در آنجا چنين است : « تنبيه - كسى كه از كالاى دنيا و خوشيهاى آن روى بگرداند به نام زاهد اختصاص مىيابد و كسى كه بر انجام عبادات ، مثل قيام و روزه و مانند آن دو مواظبت كند مخصوص به نام عابد است و كسى كه فكرش را متوجّه ساحت مقدس حق مىكند و درخشش نور حق بطور مداوم در درون او هست . مخصوص به نام عارف مىباشد . و گاهى بعضى از اين سه عنوان با يكى ديگر تركيب مىشود »